اللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في
هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً






فهرست برداری جهت نصب پلاک

 

                                                          بنام خدا

     با توفیقات خداوند بزرگ عملیات فهرست برداری لز اماکن مسکونی - تجاری و .... توسط این

دهیاری به اتمام رسیده و به زودی نصب پلاک و کد پستی بر روی درب منازل شروع خواهد شد .

خطای چشم جالب



عکس: خطای چشم جالب..!

نصب چراغهاي طرح پرچم

                                                       به نام خدا

ضمن تبريك ايام الله دهه مبارك فجر اين دهياري نسبت به نصب چراغهاي طرح پرچم جمهوري        

                      اسلامي ايران در سطح خيابانهاي روستا  اقدام نمود .



نصب تابلوهاي راهنمايي و رانندگي

                                                             بنام خدا

   به منظور رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و كمك به عبور و مرور اهالي محترم اين دهياري در آذر ماه 92نسبت به نصب تابلوهاي راهنمايي و رانندگي در سطح خيابانهاي روستا اقدام نموده است.


سيستم گرمايشي مسجد جامع

                                                  بنام خدا

   با عنايات خداوند و همت و تلاش و پيگيري آقايان حاج محمد زمان عامري و سيد مهدي حسيني سيستم گرمايشي مسجد جامع به شوفاژ مجهز گرديد ودر حال حاضر مورد استفاده قرار ميگيرد اين دهياري از طرف مردم عزيز و نمازگزاران مسجد جامع از زحمات آقايان عامري و حسيني تشكر نموده وانشاالله خداوند به آنان جزاي خير عطا فرمايند.




جملاتـی آموزنـده از نلسـون مانـدلا

 

زندگی، شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید.

شجاعت مترادف نترسیدن نیست، بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است.


موفقیت پیش رفتن است نه به یک نقطه پایان رسیدن.

مهم این نیست که زیبا باشی زیبایی در این است که مهم باشی حتی برای یکنفر.

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

خشم و رنجش همچون نوشیدن زهر و سپس، امید به نابودی دشمنان است.

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی


ادامه نوشته

یادداشتی حکیمانه از نلسـون مانـدلا

 
من باور دارم؛ كه ما مسئول كارهایى هستیم كه انجام مى‌دهیم، صرفنظر از اینكه چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم؛ كه دو نفر ممكن است دقیقاً به یك چیز نگاه كنند و دو چیز كاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم؛
كه زندگى ما ممكن است ظرف تنها چند ساعت توسط كسانى كه حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم؛
كه هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.

من باور دارم؛
كه همیشه كافى نیست كه توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم كه خودمان هم خودمان را ببخشیم.
ادامه نوشته

نشست سرگروههاي حلقه هاي صالحين

                                                    بنام خدا

با توفيقات خداوند نشست سرگروه هاي حلقه هاي صالحين منطقه در آذر ماه 92 در كتابخانه عمومي برگزار گرديد.

امام علي (ع)



هفته بسیج



سوال و جواب

شخصى آمد خدمت حضرت على (عليه السلام) عرض كرد
 چهار پرسش دارم مي‌خواهم از محضر شما بپرسم
حضرت در جواب فرمودند: بپرس ولو اينكه چهل سؤال باشد.
سؤال كرد: واجب چيست؟ و واجب‏‌تر از آن كدام است؟
نزديك چيست؟ و نزديک‌تر از آن كدام؟
عجیب چيست؟ و عجیب‏‌تر كدام است؟
 سخت چيست؟ و سخت‏‌تر از آن كدام؟

حضرت على (عليه السلام) فرمودند:
 واجب، اطاعت خداوند است و واجب‏‌تر ترک گناه است.
نزديك، قيامت است، اما نزديك‏‌تر از آن مرگ است.
 عجيب، دنياست و عجيب‏‌تر از آن دوست‌داشتن دنياست.
سپس فرمودند:
سخت، خانه قبر است اما سخت‌تر از آن، بدون توشه وارد قبر شدن است

دلنوشته 2

 
1x1.trans لطفاً بیایید از خودمان شروع کنیم (1)
ادامه نوشته

ولايت بزرگترين نعمت الهي است



«ولایت» بزرگ‌ترین نعمت الهی است

نعمت ولایت

یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی بر بشر، این است که برای هدایت او، بشری را از جنس خود او فرستاد؛ تا راه و رسم درست زیستن را به او بیاموزد؛ قرآن در این رابطه می‌فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (آل عمران-164)
خداوند بر مؤمنان منت گذارد (نعمت بزرگى بخشيد) هنگامی‌كه در ميان آن‌ها پيامبرى از جنس خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آن‌ها بخواند و كتاب و حكمت به آن‌ها بياموزد، اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند». بنابراين يكى از مزاياى پيامبران الهی اين بود كه از جنس خود بشر بودند، نه از جنس فرشتگان و مانند آن‌ها تا احتياجات و نيازهای بشر را دقيقا درك كنند و دردها و مشكلات و مصائب و مسائل زندگى آن‌ها را لمس نمايند و با توجه به آن‌ها، به تربيت نفوس اقدام كنند.

از طرفی مهم‌ترين قسمت برنامه تربيتى انبيا، تبليغات عملى آن‌ها بوده است؛ به اين معنى كه کردار و رفتار آنان بهترين سرمشق و وسيله تربيت است؛ زيرا با «زبان عمل» بهتر از هر زبانى مي‌توان تبليغ كرد و اين در صورتى امكان‌پذير است كه تبليغ كننده از جنس تبليغ شونده باشد، با همان خصائص جسمى و با همان غرائز و ساختمان روحى؛ اما اگر پيامبران مثلا از جنس فرشتگان بودند اين سؤال براى مردم باقى می‌ماند كه اگر آن‌ها گناه نمی‌كنند آيا به خاطر اين نيست كه شهوت و غضب و نيازها و غرائز گوناگون بشرى ندارند؟ و به اين ترتيب برنامه تبليغات عملى انبیاء تعطيل می‌شد؛ لذا پيامبران از جنس بشر انتخاب شدند با همان نيازها و غرائز تا بتوانند سرمشقى براى همگان باشند. (1)

پس نعمت «ولایت» قطعاً بزرگ‌ترین نعمت الهی بر بشر است، چرا که انسان‌های عادی برای زندگی، نیازمند الگو و اسوه و رهبری آگاه هستند که آن‌ها را در گرداب‌ها و مشکلاتی که در زندگی به وجود می‌آید، هدایت کرده و راه درست را به آن‌ها نشان داده و از لغزش‌ها نگه‌دارد. انسان‌ها در طول تاریخ زندگی خود، از این نعمت برخوردار بوده‌اند و حتی با آمدن اولین انسان روی کره خاکی، اولین «ولی» نیز به زمین آمد تا بشر از نعمت هدایت محروم نباشد. این «ولی» و سفیر الهی چون متصدی هدایت بشر است، باید دارای «عصمت» باشد تا هم خود از لغزش‌ها در امان باشد و هم بتواند جامعه را به سر منزل اساسی برساند و از لغزش‌ها حفظ کند.

شیعه معتقد است این نعمت الهی بعد از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ادامه پیدا کرد و خداوند حکیم، هم‌چنان انسان را به حال خود رها نکرده است، و با قرار دادن امام به عنوان جانشین پیامبر، این نعمت را تداوم بخشد و با این نصب به هدایت نسل‌های بعدی پرداخت، تا هم انسان‌های آزاده راه هدایت و رشد و کمال را بیابند و هم برای گمراهان عذر و بهانه‌ای وجود نداشته باشد.

هم‌چنین با قرار دادن امام و ولی خود در میان مردم، دین مبین اسلام را نیز کامل کرد و موجبات یأس و ناامیدی کفار را فراهم ساخت؛ قرآن در این رابطه می‌فرماید: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ؛ (مائده-3)
امروز كافران از (زوال) آئين شما مأيوس شدند، بنابراين از آن‌ها نترسيد و از (مخالفت) با من بترسيد، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم». همه مفسرین شیعه و بسیاری از اهل سنت معتقدند این آیه در روز «غدیر» و بعد از بیان امامت امیر المومنین(علیه السلام) نازل شد. آری خداوند متعال با نعمت ولایت و امامت، دین را کامل و جاودانه کرد.

این نعمت حتی در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) ادامه یافت و حضرت با نصب «فقیه» به عنوان نائب عام خود و دستور تبعیت از او، «ولایت» را در میان مردم تداوم بخشید و باعث هدایت عامه مردم و شیعیان خود شدند. حضرت در نامه‌ای به آخرین نائب خاص خود می‌نویسند: «أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ؛
اما در حوادث و رخدادهای گوناگونی که به وجود می‌آید، به سراغ راوی حدیث ما بروید(فقیه جامع الشرایط) همانا آنان حجت من بر شما هستند، و من حجت خدا بر آنانم».[1] حضرت با این دستور شیعه را از سردرگمی و ضلالت نجات داده و برای او رهبر و چراغ هدایت قرار دادند.

مذهب شیعه افتخار دارد که در دوران غیبت امام معصوم (علیه السلام) همیشه با توجه به نظر و فتوای علمای بیدار خود عمل کرده است و هرگز در مقابل استعمارگران و دولت‌هایی که می‌خواستند با زور وارد این کشور شوند، تن به ذلت و خواری نداده است و در همه زمان‌ها دارای رهبر و راهنما بوده و هرگز در گمراهی و تشویش به سر نبرده است. مردم ایران اسلامی در دهه 40 و 50 نیز با رهبری مردی آسمانی، فقیه، عالم، وارسته، بصیر، آگاه به زمان، بیدار و نترس در مقابل تمام تهدیدها و ابر قدرت‌های دنیا قیام کردند و با رهبری آن مرد فرزانه به پیروزی رسیدند و توانستند دست استعمارگران و استثمارگران را از این سرزمین قطع کنند و حکومتی مردمی و اسلامی به پا کنند. 

در حاضر نیز ایران اسلامی با تکیه بر اصل «ولایت فقیه» و رهبری مردی از جنس آسمان، و گوش دادن به فرامین او که نائب عام حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) می‌باشد، در این دریای پر تلاطم و طوفانی و در برابر تمام ابر قدرت‌های دنیا قدرت‌مندانه ایستاده‌اند و راه خود را با سربلندی تمام به پیش می‌برند و به رشد و بالندگی علمی لازم دست پیدا کرده‌اند.

دشمنان این مرز و بوم نیز به این نکته مهم پی برده‌اند و اعتراف کرده‌اند که ترس ما از ایران به خاطر بمب هسته‌ای نیست، بلکه به خاطر وجود «ولایت فقیه» است؛ یعنی قدرت ایران به خاطر بمب هسته‌ای نیست، بلکه به خاطر وجود رهبری عالم، آگاه به زمان، شجاع، مدیر، مدبر و فوق العاده بصیر است که تمام دنیا را مبهوت تصمیمات درست و عالی خود کرده و به همین خاطر موجبات خشم دشمنان این مرز و بوم را فراهم آورده است.

شهادت امام سجاد(ع)


لا

الإمام زين العابدين  ـ و قد ضَمَّ ابنَهُ الباقِرَ  إلى صَدرِهِ لَمّا حَضرَهُ المَوتُ ـ :   

يا بُنَيَّ اُوصِيكَ بما أوصاني بهِ أبي  حِينَ حَضَرَتهُ الوَفاةُ ، و بِما ذَكرَ أنّ أباهُ أوصاهُ بهِ ، قالَ : يا بُنَيَّ ، إيّاكَ و ظُلمَ مَن لا يَجِدُ علَيكَ ناصِرا إلاّ اللّه َ .( ميزان الحكمة، ج 13، اندرزهاي امام سجاد(ع))
 امام زين العابدين  عليه السلام در هنگام رحلتش و آن گاه كه فرزندش باقر عليه السلام  را در آغوش كشيد فرمود: فرزندم! تو را به همان چيزى سفارش مى كنم كه پدرم هنگام وفاتش به من سفارش كرد و فرمود كه پدرش نيز او را به آن سفارش كرده است؛ فرمود : اى فرزندم! بپرهيز از ستم كردن بر كسى كه در برابر تو ياورى جز خداوند نمى يابد.

سرم خاک کف پای حسین است


http://www.3erat.com/wp-content/uploads/2013/09/1_b25dc095-b101-4c8c-9fab-290748843980.jpg
سرم خاک کف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است
بود پرونده ام چون برگ گل پاک
در این پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانی خوبان عالم
بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید
که چشم من به سیمای حسین است
تمام هستیم باشد دل من
که لبریز از تولاّی حسین است
در این عالم تمنّایی ندارم
تمنّایم تمنّای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید
چراغم روی زیبای حسین است
خوش آن صورت که در فردای محشر
بر آن نقش کف پای حسین است
از آن با گریه دائم خو گرفتم
که اشکَم دُرّ تجلاّی حسین است

دلی جای خدا باشد که آن دل
پر از نور تجلاّی حسین است
نترسانیدم از روز قیامت
قیامت قدّ و بالای حسین است
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 7:42 ] [ ]


در دنیا فقط یک نفر وجود دارد که باید همیشه سعی کنید
از او بهتر باشید
و آن کسی نیست جز گذشته ی خودتان . . .

ادامه نوشته

کل یوم عاشورا





 

روضه ات نبود اگر



http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_originals/___imam_hoseyn_6/06_20090825_1405181456.jpg

وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد
ما را برای نوکریت اختیار کرد

کشتی هیچ‌کس به دل ما محل نداد
اما حسین آمد و ما را سوار کرد


تا داغ تو جگر بخراشد به سینه‌ها
برق نگاه تو دل ما را شکار کرد

گر روضه‌ات نبود که ما دین نداشتیم
دین را برای ما غم تو استوار کرد

ادامه نوشته

شش نكته

 

خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود؛

1.     ای موسی شش چیزرادر شش موضع قراردادم ومردم درشش چیز دیگر به دنبال آنها میگردند،وهرگز به آنها نمی رسند،

2.    من راحتی رادر بهشت قراردادم ومردم در دنیا به دنبال آن هستند؛

3.   من علم رادر گرسنگی قراردادم ومردم درسیری به دنبال آن هستند؛

4.   من عزت رادر نمازشب قراردادم ومردم در ابواب سلاطین به دنبال آن هستند؛

5.  من بلندی ورفعت درجه رادرتواضع قراردادم،ومردم در تکبربه  دنبال آن هستند،

6.  من اجابت دعارادر لقمه حلال قراردادم ومردم در قیل وقال به دنبال آن هستند؛

من بی نیازی رادر قناعت قراردادم ومردم در زیادی مال ومنال وملک به دنبال آن هستند،

واقعیتها

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدودا دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود، به همسرش گفت که در بطری را ببندد و آن را در قفسه قرار دهد. مادر پرمشغله موضوع را به‌کل فراموش کرد.

پسربچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد، به سمتش رفت و همۀ آن را خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت‌زده شد و بسیار از این‌که با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان‌حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته، رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه به زبان آورد.
فکر می‌کنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت دارم!"
ادامه نوشته

ستاره ها

 

 

 

 

 

 تو خاك ما ستاره هايی دفنند
كه دلشون مي خواست معما باشند
دست تو شناسنامه هاشون مي بردند
تا كه شناسنامه ماها باشند
تا كه شناسنامه ماها باشند
ستاره ها رفتن و نوبت ماست
حالا كه دنيا خيلي بي قراره
دستامونو به هم بديم بدونيم
عهدي كه بستيم برگشتن نداره
 

 *****
حالا شما بزرگ اين ديارين
باعث دلشوره مردم نشين
شما شناسنامه شدين و بايد
حواستون باشه يه وقت گم نشين
خدا نياره روزي و كه برگي
رو اين درخت زرد و تشنه باشه
حواستون باشه به درد مردم
بركت دهكده به مردماشه

******
ستاره ها رفتن و نوبت ماست
نذاريم عطر يادشون كم بشه
نذاريم از نفس بيفته جنگل
يا ساقه صنوبري خم بشه
حواسمون باشه كه تبر زياده
تبر به دستش هم وفا نداره
دستامونو به هم بديم نذاريم
تبر بياد يه دست صدا نداره

گلواژه ماندگار


 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

آدمها

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
 

دانستنی های جالب در مورد مردم ژاپن


دانستنی های جالب در مورد مردم ژاپن
alt

آیا میدانستید که
 در ژاپن نظافت عمومی حرف اول را می زند ؟
آیا میدانستید که
 در ژاپن هرچه از لوازم منزل که استفاده نشود را به زباله‌دانی می‌سپارند ؟
آیا میدانستید که
 در ژاپن خانه‌ی ویلایی تقریباً وجود ندارد ؟
آیا میدانستید که
 در ژاپن مردم اگر باغچه‌ی کوچک داشته باشند در آن ترب می‌کارند و اگر بزرگتر باشد برنج ؟
آیا میدانستید که
 بن‌مایه‌ی قدرت اقتصادی ژاپن را زنان ژاپن می‌سازند ؟
آیا میدانستید که
 ژاپنی‌ها اصلاً پس‌انداز نمی‌کنند ؟
آیا میدانستید که
 تورم در ژاپن منفی است ؟
آیا میدانستید که
 حقوق یک معلم در ژاپن حداقل 7000 دلار در ماه است ؟
آیا میدانستید که
 از کار مردن در ژاپن افتخار است ؟
ادامه نوشته

داستان واقعي

 

حدود هزار سال پیش،لیدی گدایوا همسر یکی از بزرگان انگلیس

در اعتراض به افزایش بی رویه ی مالیات برای مردم شهر خود

هر روز به سراغ همسرش میرفت و

عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند.

همسر او که سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواسته ی همسر خود ترجیح میداد،به همسرش گفت:اگر یکروز،برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر را از سمتی به سمت دیگر بروی،

مالیاتها را کاهش خواهم داد.

گدایوا دو سوال پرسید:تو مشکلی با این کار نداری؟

 


ادامه نوشته

تغییر نگرش

 

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.

وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام  خانه را با سبز رنگ آمیزی کند . همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.

 



ادامه نوشته

اولین پیاده روی خانوادگی

 

 

 

 

 

 این راهپیمایی در روز ۵ شنبه مورخه ۱۸/۷/۹۲ با حضور گرم اهالی برگزار گردید که در پایان راهپیمایی پس از سخنرانی یکی از کارشناسان مرکز بهداشت ۲ سئوال بهداشتی مطرح شد که به ۲نفر از کسانیکه پاسخ درست دادند از طرف دهیاری جوایزی به آنان اهداء شد و نهایتا از کلیه حاضرین با میوه و شیرینی و شیر گرم پذیرایی بعمل آمد.

 

 

 

جـملات الـهام بـخش بـرای زنــدگی

ادامه نوشته

ملانصرالدین

 
در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می...شد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.
نکته:با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید